پایان ِشیرین

هیچ چیز
در این چمدان جا نمی‌شود :
نه نوشته‌هایم،
نه شعر هایم،
نه کتاب‌هایم
نه دلتنگی هایم،
نه بی خوابی هایم،
نه بی قراری هایم،
نه...

اِلا تو که همه وجود منـــی !!؟
تو را با خود میبرم
همین مرا بس است :)




سنجاق شود بـ ه: شعر نوشت, هیچ چیز
|سه شنبه 10 اردیبهشت1392| 11:23 |ccKa |

تست2

صبح ، چندی پس از برخواستن از خواب ، سر میز صبحانه:

+مامان میشه اون شکر پاش رو از توی کشو بدی؟

مادرم در حالی که دارد به شکر پاش جلوی دستم اشاره میکند:

- آیه ی 105 یوسف " و این مردم چه بسیار بر ایات و نشانه های قدرت حق در آسمانها و زمین میگذرند و از آنها روی بر می گردانند"

|سه شنبه 10 اردیبهشت1392| 11:13 |ccKa |

تست1

صبح ، چندی پس از برخواستن از خواب ، سر میز صبحانه:

+مامان میشه اون شکر پاش رو از توی کشو بدی؟

مادرم در حالی که دارد به شکر پاش جلوی دستم اشاره میکند:

- آیه ی 105 یوسف " و این مردم چه بسیار بر ایات و نشانه های قدرت حق در آسمانها و زمین میگذرند و از آنها روی بر می گردانند"


ادامه مطلب
|سه شنبه 10 اردیبهشت1392| 11:12 |ccKa |